عباس قديانى
15
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
الفباى زبان آرامى بين النهرين و آشور نام برده شده است و از غرب به درياى روم و از شمال به كوههاى توروس و آسياى صغير محدود مىشده است . از كتيبههاى بابلى كه از قرن 12 ق . م . به دست آمده معلوم مىشود كه گروهى از اقوام سوتى و اخلامى كه هردو از قبايل آرامىنژاد بودند ، در نواحى دمشق و مناطق جنوب فرات و نزديك خليج فارس مسكن داشتند . بنابراين مركز مسكن اقوام آرامى به دو قسمت مىشود : دستهاى از ايشان در شمال غربى سرزمين كنعان مأوا گرفته ، و گروه ديگر به طرف مشرق در صحراى عراق و در پيرامون بابل و آشور مهاجرت كردهاند . شاهان بابل و آشور كوششهاى بسيار در بيرون راندن قبايل آرامى از شهرهاى آباد آن زمان كردند ولى به علت مهاجرت مداوم ، حكومت آراميها در سال 710 ق . م . پس از سقوط دولت شمال به غلبهء لشكر آشور تمام شد . آران ( Arran ) آران ، اران يا آلان سرزمينى در شمال غربى ايران و مغرب درياى خزر در قفقاز بود كه روسها آن را آذربايجان روسيه نام نهادهاند . شهرهاى عمده آن باكو ، گنجه ، شماخى ، دربند ، ايروان ، و نخجوان است . آرانيان تيرهاى از ايرانيان بودند و زبان جداگانه داشتند كه شاخهاى از زبانهاى ايران بود و همچون بسيارى از تيرههاى ديگر ايران همواره فرمانروايانى از خويش داشتند كه « آرانشاهان » خوانده شده باجگزار و فرمانبردار شاهنشاه ايران بودند ، آنها گاهى هم سر به شورش و نافرمانى مىآوردند . بهويژه پس از انتشار دين مسيح كه آرانيان نيز آن دين را پذيرفته و در كشاكشهايى كه ميان ارمنيان و گرجيان با لشكرهاى